فراموشی
بنام او
باید فراموشش کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم می شود
آرام تلقین می کنم
کم کم زیادم میروی
این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش
صد بار تضمین می کنم

بنام او
باید فراموشش کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم می شود
آرام تلقین می کنم
کم کم زیادم میروی
این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش
صد بار تضمین می کنم

این اصلا مهم نیست که 21 روز از شب یلدا گذشته مهم اینه که من دعوت این خانم رو قبول فرمودم و این بازی رو انجام دادم و شما رو هم به این بازی دعوت میکنم.(اونایی که قبول دعوتشون اجباریه: بهمن- برباد- لاله- اشکان و...) برای دراز بودن روده، این پست رو در دو قسمت مجزا تحویل شما میدهم.
قسمت اول:
1- حدود 5 یا 6 سال داشتم که مامان بهترین دوستم رفته بود سوریه و یه سری وسیله برای دخترش که دوست من میشد از اونجا خریده بود و تو تمام اون وسایل یه مداد هم بود که روش طرح داشت. دوستم همش از وسایلی که مامانش از سوریه براش اورده بود تعریف میکرد و یه جوراییم میخواست دل منو آب کنه. خوب منم که دلم آب شده بود یعنی بیشتر ازش لجم گرفته بود یه بار که رفتم خونشون اون مداد رو دیدم و دور از چشم کسی قایمش کردم تو کش شلوارم اما از اونجایی که مال حروم از گلوی مبارک پایین نمیرود بعد از گذشت یک روز مداد رو برگرداندم سر جای اولش. (یاد بگیرید لطفا)
2- نمیدونم چند سالم بود اما میدونم به سنی رسیده بودم که اگه برای کارای ضروری به مبال (یا به عبارتی دستشویی خودمان) مراجعه نمیکردم مامان دعوام میکرد. منم چون میدونستم که کار بدیه تو خودم پی پی کردم و از غذا شلوارمم از اون شلوارایی بود که تو پاچه کش داشت پس با این حساب یه گوشه از پاچه شلوارم سنگین میشد و تو راه رفتنم مشخص بود و بنده رو ناچار به تخلیه از پاچه شلوار به دسشویی کرد.
3- سعی کنید هیچ وقت منو با حیواناتی از قبیل جوجه و خرگوش و ماهی تنها نگذارید چرا که علاقه زیادی دارم در تنهایی خود با این موجودات یا آنها را با نوک و یا از گوش بلند کنم و یا ماهی را درون آب بگیرم جوری که قادر به حرکت نباشد.
4- بر خلاف خیلی از خانم ها لوازم آرایشی تو کیفم نخواهید یافت اما تا دلتون بخواد انواع کارتها رو میتوند مشاهده کنید همینجور یک دسته کلید و کیف پولی و خودکار و چاقوی جیبی.
5- عاشق 4 تا چیز هستم. گل- پفک- عکاسی و ... (این سه نقطه کاملا با منظوره و اونی که باید بفهمه میفهمه)
6- حدود 80 درصد آدمایی که باشون برخورد داشتم به این نتیجه رسیدن که من اخلاقم بیشتر مثل پسرهاس. واقعیتش اینه که من برخلاف بسیاری از دختر خانم ها نارضایتی از دختر بودنم ندارم اما این که این جور هستم تنها به خاطر اینه که دلم میخواد کارهایی رو که از دست خودم بر میاد رو خودم انجام بدم کارهایی که یه دختر بچه 10 ساله هم میتونه انجام بده مثل عوض کردن لامپ یا عوض کردن تسمه کولر یا تعمیر بعضی از وسایل کوچیک برقی که به مورد آخر علاقه زیادی دارم. از ناز کردن های بی مورد و همچنین لوس کردن بیجا خوشم نمیاد. همچنین دوس ندارم عملی رو انجام بدم که ضعیفه خطاب شوم و مواردی دیگر.
7- تا حدودی آدم سخت سلیقه ای هستم. یعنی وقتی میخوام لباس یا وسیله ای رو بخرم هر چیزی رو نمیپسندم اما برام مهم نیست که با مانتو کثیف یا شلواری که درش باز شده بیرون برم. بعض از نزدیکان نیز مرا شلخته خطاب میکنند.
8- آرایش رو دوس دارم اما کمتر وقتی پیش میاد که حوصله آرایش کردن رو داشته باشم.
زندگي با همه وسعت خويش
مسلک ساکت غم خوردن نيست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست
اضطراب وهوس وديدن و ناديدن نيست
زندگي خوردن وخوابيدن نيست
زندگي جنبش وجاري شدن است
زندگي کوشش و راهي شدن است
از تماشاگه آغاز حيات
تا به جايي که خدا مي داند

بـــــ هـــــ مـــــ نـــــ ... .
بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر
عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی
خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای
جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی
که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و
در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر،
صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد.
ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم
جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر،
آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان،
رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب
امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر
در شانت فرموده است:
“هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان
را به او عطا می فرماید.”
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف
تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری،
والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری
در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر
دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین
صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان
آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.

* یا علی *
ز يـــــ نـــــ بـــــ ... .
مثل سرگذشت باران است قصهات ٬ عزيز دلم !
وقتی که هست ٬ لبريزم می کند از دانه های پر سخاوت اش ;
خيسم می کند ميان اين همه قحطی رطوبت عشق
و وقتی که نيست ٬ خاطره بويش در بارش اولين قطره بر خاک ٬
آشوبی می اندازد به دلم ٬
که چاره ای نمی ماند جز دويدن به سوی يک سراسيمگی بی انتها
مثل سرگذشت درياست قصهات ٬ عزيز از دست رفتهام !
هميشه آبی ٬
هميشه آرام ٬
ميان موجی از دلواپسیها ٬ هميشه غمين
به که آويزم ميان اين همه دلتنگی؟
ميان اين خزان نو رسيده بهار؟
به که برم شکايت اين خاک سرد ؟
شکايت غريبانه اين سفر بی کلام ؟
سفرت مثل خواب است هنوز ٬
مثل بی باوری يک حقيقت گنگ
مثل ستاره ای که نمی بينمش و
می دانم حتما جايی هست ميان ابرهای ناخوانده آسمان
مثل ستاره ای که نمی بينمش و
شک می کنم به توانايی چشمانم ٬ نه به حضور پر بخشايش آن
سفرت مثل هر بار نيست
غريب است
آتش می زند دلم را
بند می آورد نفسم را
دريا مي کند چشمانم را
و هنوز چند روز نگذشته از بدرقه بی آبش ٬ تنگ ميکند سينه ام را
غصه ام می گيرد از اين بی اعتباری شرمناک ٬ در پيش خدا
همان شب که گفتی :
"دعا کن برای رفتن بی زحمتام "
دعا نکردم و شنيد خدا دعای نکردهام را !
اما در شب پر آشوب مرگ ٬ که دعا کردم برای نرفتنات
به زاری ٬ به فرياد ٬ به درد
نشنيد خدا دعای کرده ام را!
سفرت مثل بی باوری يک خواب است هنوز
و
يادت ٬ مرثيه حزن انگيز حسرت
و وداعت ٬ مثل ريزش ناگهانی سبزترين برگ ٬
برای رد ادعای شوم فصلی که گمان میکند آغاز بهار دلکش زندگی است .
سفرت مثل خواب است هنوز
مثل خواب
مثل خواب...
" گشته خزان نوبهار من بهار من رفت و نيامد نگار من نگار من
سپری شد شب جدايی به اميدی که تو بيايی
آخر ای اميد قلبم ......"